ارزیابی صفات مورفولوژیکی، فنولوژیکی و عملکرد اسانس تعدادی از جمعیت های گونه بابونه Anthemis haussknechtii

نویسندگان

1 ، دانش آموخته کارشناسسی ارشد دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج

2 دانشیار، گروه بانک ژن منابع طبیعی، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران

3 استادیار دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج

4 ، استاد، بخش مرتع مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران

چکیده

گون ه بابونه Anthemis haussknechtii ، کیی از گیاهان دارویی متعلق به خانواده کاسنی است که به طور وحشی در برخی مناطق کشور رشد
میک‏ند. اسانس حاصل از گل های بابونه کاربرد وسیعی در صنایع داروسازی، غذایی، آرایشی و بهداشتی دارد. شرایط اکولوژیکی نقش عمده ای در
رشد، نمو، عملکرد و کیفیت مواد مؤثره گیاهان دارویی دارند. هدف از این تحقیق، بررسی 12 صفت مورفولوژیکی و فنولوژیکی شامل صفت قطر
بزرگ تا جپوشش، قطر کوچک تا جپوشش، ارتفاع بوته، تعداد گل در بوته، زمان گلدهی، زمان برداشت، وزن تر سرشاخه، وزن خشک سرشاخه، درصد
اسانس، عملکرد اسانس، درجه حرارت تجمعی رشد زمان گلدهی و درجه حرارت تجمعی رشد زمان برداشت بود. در 6 جمعیت در شرایط اکولوژیکی
شهرستان کرج بود. این آزمایش در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در ایستگاه تحقیقاتی البرز به اجرا درآمد. نتایج تجزیه واریانس
نشان داد که صفت عملکرد اسانس در سطح احتمال 5% و سایر صفات، در سطح احتمال 1% اختلاف معنی داری دارند. نتایج این تحقیق نشان داد که
جمعی تهای کوهدشت و کرمانشاه نسبت به جمعی تهای دیگر از لحاظ اکثر صفات ب هویژه عملکرد اسانس برتر از سایر جمعی تها بوده و زودر ستر
بودند. نتایج تجزیه همبستگی نشان داد که بین عملکرد اسانس با صفات وزن تر و خشک سرشاخه، تعداد گل در بوته و قطر عرضی و طولی تاج
پوشش همبستگی مثبت و معنی دار بود که نشا ندهنده این است که با افزایش مقدار صفات فوق عملکرد اسانس افزایش م ییابد. در تجزیه رگرسیون
گام به گام برای عملکرد بعنوان متغیر نتایج نشان داد که عملکرد سرشاخه و درصد اسانس بیشترین تاثیر بر عملکرد اسانس داشتند.

کلیدواژه‌ها


مقدمه

گیاه بابونه (Anthemis) از خانواده کاسنی (Compositae) است. این خانواده‌ از بزرگترین‌ خانواده‌های‌ گیاهان گلدار‌ نهاندانه و از تکامل‌ یافته‌ترین‌ آنها می‌باشد. این خانواده دارای حدود 1100 جنس و 2500 گونه پذیرفته شده است (Jeffrey, 1985). در ایران 12 جنس و 134 گونه وجود دارد (Pirkhezri et al., 2010). گونه‌های این جنس جزء گیاهان دارویی ارزشمندی است که در سایر مناطق ایران انتشار دارند. در ایران از جنس Anthemis، 39 گونه گیاه علفی یکساله و چندساله وجود دارد که 15 گونه آن انحصاری ایران می‏باشند (مظفریان، 1387). این جنس شامل بیش از 210 گونه است که در دریای مدیترانه و منطقه جنوب‏‏‏غربی آسیا، و بخش عرضی از شرق آفریقا دیده می‏شود (Bremer & Humpheries, 1993). ایران به دلیل دارا بودن شرایط مختلف آب و هوایی دارای گونه‎های گیاهی متنوعی است که تعداد بسیار زیادی از آن‎ها اهمیت دارویی دارند. از عصاره گل‏های تازه بابونه که شامل اسانس فراوانی است برای ضدعفونی کردن مخاط دهان و لثه‏ها پس کشیدن دندان، از بین بردن نفخ و کولیک، رفع کم خوابی، التیام دهنده زخم‏ها، رفع انسداد عروق، قطع سرفه و ده‏ها ناراحتی دیگر استفاده می‏گردد (میرحیدر، 1373).

گونه haussknechtiiAnthemis گیاهی یکساله است که در ایران، عراق و سوریه پراکنده می‏باشد و پراکندگی آن در ایران در استان‏های آذربایجان ، کردستان، ایلام، همدان، لرستان، چهارمهال‏بختیاری، فارس و خوزستان است. تاریخ گل و میوه‏دهی در بهار است (مظفریان، 1387؛ Oberprieler & Vogt، 1999) به ارزیابی صفات مورفولوژیک 6 صفت برگی طول دمبرگ، اندازه پهنک برگ، پهنای محور اصلی برگ، پهنای قسمت اصلی برگ، تعداد لب‏های اصلی روی یک سطح برگ و تعداد لب‏های فرعی روی یک سطح برگ برای 69 نمونه از 9 جمعیت دو گونه A. tricolor و A. plutoniaپرداختند.

پیرخضری و همکاران (1388)، با استفاده از تعدادی صفات مرفولوژیکی و زراعی، تنوع ژنتیکی برخی از گونه‏های بابونه در دو جنس (Anthemis و Matricaria) به بررسی 16 صفت ارتفاع، قطر گل، قطر نهنج، تعداد گل‏های زبانه‏ای، درصد گل خشک، وزن 100 گل، تاریخ شروع گلدهی، عملکرد گل در بوته، تعداد گل در بوته، وزن 1000 دانه، طول روزنه، طول و عرض برگ، طول دمبرگ، رنگ گلبرگ، تیپ برگ و نهنج در 27 ژنوتیپ پرداختند. نتایج تحقیق علیزاده و همکاران (1391) روی اثر کاشت بر رشد رویشی و زایشی چهار گونه Anthemis prythrum، A. pseudocou، A. tinctoria و A. triumfettiنشان داد که میانگین گونه‏های A. pseudocouوA. prythrum از نظر صفات طول و عرض تاج پوشش، ارتفاع گیاه و تعداد گل از دو گونه دیگر بیشتر بوده است. گونه triumfettiA. در تاریخ کشت اول تولید گل نمود ولی در تاریخ کشت دوم فاقد گل بود. برخی از مطالعات حاکی از آن است که به‏طور معمول با افزایش دما سرعت جوانه‏زنی حداقل در یک دامنه دمایی مناسب به‏طور خطی افزایش می‏یابد ولی در دماهای بالاتر افت شدیدی نشان می‏دهد. در بانک ژن، بیش از 120 نمونه بذری از جنس بابونه (Anthemis)در سال های اخیر جمع آوری شده‏اند و در زمان جمع آوری بذر به دلیل عدم وجود نمونه هرباریومی، برخی گونه‏های آن به درستی شناسایی نشده بودند و لذا به همین دلیل یکی دیگر از اهداف این تحقیق ارزیابی و شناسایی دقیق نمونه‏ها بود. هدف دیگر این تحقیق صفات مورفولوژیکی و فنولوژیکی، عملکرد بیوماس، درصد و عملکرد اسانس جمعیت‏های بذری بابونهAnthemis haussknechtii در شرایط مزرعه مورد ارزیابی قرار گرفت. زینلی و همکاران (1386) به ارزیابی تعدادی ژنوتیپ‎های بابونه آلمانی به لحاظ عملکرد و اجزای عملکرد پرداختند، که در این پژوهش ضرایب تنوع فنوتیپی نشان داد که صفات ارتفاع گل، قطر گل، و تعداد گل زبانه‎ای دارای حداقل تنوع و صفات عملکرد گل خشک و تر و تعداد گل در هر بوته دارای بیشترین تنوع بودند.

. Chehregani و Mehanfar (2008)، از صفات میکرومورفولوژی آلکن‏ها در جنس آنتمیس به منظور شناسایی و طبقه‏بندی آنها استفاده نمودند. به منظور بررسی تنوع ژنتیکی بابونه‏های مختلف بر اساس نشانگرهای مورفولوژیکی و مولکولی، 20 توده از مناطق مختلف ایران و 5 جمعیت وارد شده از کشورهای اروپایی جمع‏آوری و مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که عملکرد اقتصادی، تعداد گل در بوته و مقدار اسانس حداکثر ضریب اسانس است. تنوع ژنتیکی مطابق با تنوع جغرافیایی نیست (Solouki et al., 2008). بر اساس خصوصیات ساقه، گل و میوه در لهستان، ارزیابی مورفولوژیکی بابونه زرد (Anthemis tinctoria) انجام شد (Klimko et al., 2006). Taviana (2002) تنوع ژنتیکی 13 توده بابونه آلمانی در مرکز و شمال ایتالیا را با استفاده از صفات زراعی، عملکرد گل تر و خصوصیات اسانس را بررسی نمود. 9 توده مرکز و 2 توده شمال ایتالیا با واریته‏های اسلواکیایی بونا و ایتالیایی SYN 1 مقایسه گردیدند، که خصوصیات زراعی و کیفیت اسانس 4 کموتیپ1 وحشی مشابه و یا بهتر از بونا بود. بر اساس نتایج (Circella et al., 2002)، ترکیبات اسانس در بیوتیپ‎های2 مختلف بابونه‎های جنوب ایتالیا متفاوت بود که به آنها تیپ‎های شیمیایی اطلاق گردیده است.

هدف از انجام این پژوهش ارزیابی عملکرد و صفات فنولوژیکی و مورفولوژیکی و درصد اسانس بین جمعیت‏های گونه بابونه haussknechtii Anthemis و شناسایی جمعیت‏های پر محصول و گروه‏بندی جمعیت‏ها بر اساس عملکرد و صفات مورفولوژیکی است.

مواد و روش‏ها

مواد گیاهی

در این پژوهش بذر جمعیت های متعلق به مناطق کرمانشاه، سقز، ایلام، آذربایجان‌غربی، سنندج، لرستان و از گونه ‏Anthemis haussknechtii از رویشگاه‏های طبیعی نقاط مختلف کشور (جدول 1) از بانک ژن مؤسسه تحقیقات جنگل‏ها و مراتع کشور تهیه شد و در اواخر اسفند ماه سال 89 در گلدان‏های Giffy کشت گردید و در قالب طرح بلوک‏های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. این آزمایش در سال زراعی 91 در مزرعه آموزشی و پژوهشی ایستگاه البرز مؤسسه جنگل‏ها و مراتع کشور واقع در استان البرز به اجرا در آمد. متوسط بارندگی این منطقه حدود 245 میلی‏متر با حداقل درجه حرارت آن 20- درجه سانتی‏گراد و حداکثر درجه حرارت آن 38 درجه سانتی‏گراد بود. این منطقه در عرض جغرافیایی 35 درجه و 48 دقیقه شمالی و 51 درجه شرقی و ارتفاع 1320 متری از سطح دریا قرار دارد. جهت باد غالب منطقه نیز از شرق و جنوب‏شرقی بود. نشاءها اوائل اردیبهشت پس از کرت‏بندی و آبیاری جهت کاشت با گلدان‏های Giffy به زمین اصلی مزرعه آموزشی و پژوهشی ایستگاه البرز انتقال داده شد. کشت نشاءها بوسیله دست با قرار دادن 7 بوته روی هر ردیف با فاصله 40 سانتی‏متر از هم (جمعاً 42 بوته در هر پلات)، در هر پلات یا واحد آزمایشی که شامل 6 ردیف است با فاصله 50 سانتی‏متر انجام شد. فاصله بین دو کرت 2 متر در نظر گرفته شد. داده‌های مربوط به هر گونه در آزمایش‌های ژرمیناتور و گلخانه به صورت جداگانه با استفاده از نرم‏افزار SAS مورد تجزیه واریانس ساده و مرکب قرار گرفتند. برای آزمون نرمال بودن توزیع داده‏ها، از روشAnderson وDarling (1954) در سطح معنی‏داری 05/0 استفاده شد و پس از تأیید اختلاف معنی‏دار بین ژنوتیپ‏ها، مقایسه‏ی میانگین به روش دانکن در سطح معنی‏داری 05/0 انجام شد.

ارزیابی صفات

در این بررسی 12 صفت مندرج شده در جدول 1 مورد ارزیابی قرار گرفت. ارتفاع بلندترین ساقه به عنوان ارتفاع بوته در نظر گرفته شد. زمان گلدهی به صورت تعداد روز از تاریخ کاشتن تا ظهور اولین گل در هر بوته حساب شد و تاریخ زمان برداشت گل‏ها3 نیز به صورت تعداد روز از تاریخ کاشتن تا برداشت محاسبه گردید. پس از جمع‏آوری سرشاخه‏های گلدار گیاه در مرحله گلدهی کامل، تعداد گل هر پنج بوته شمارش و میانگین آن‏ها به عنوان تعداد گل در هر بوته به ثبت رسید. اندازه‏گیری عملکرد تر سرشاخه با ترازوی دیجیتالی با دقت 01/0 گرم انجام گردید، سپس گل‏ها در سایه و دمای مناسب به‏طور طبیعی خشک شدند. پس از یک هفته عملکرد خشک سرشاخه هم اندازه‏گیری شد. درجه حرارت تجمعی زمان گلدهی و درجه حرارت تجمعی تاریخ برداشت بر مبنای شاخص دمایی درجه حرارت تجمعی رشد روزانه4 (GDD) از رابطه زیر محاسبه شد (Frank et al.,1993). پس از رسیدگی کامل برداشت بوته‏ها در اواخر خرداد ماه صورت گرفت.

رابطه 2--------------------------------------------------

Tb: دمای پایه 6 درجه سانتی‏گراد برای بابونه

Tmax و Tmin: دمای حداکثر و حداقل روزانه

 

جدول ا------------

برای استخراج و اندازه‏گیری اسانس، نمونه‏ها در مرحله گلدهی کامل بوته‏ها، جمع‏آوری شد و پس از توزین 80 گرم از گیاه خرد شده، اندازه‏گیری اسانس با استفاده از دستگاه کلونجر (طراحی شده براساس دارونامه بریتانیا) انجام شد (Anonymous, 1980). جهت محاسبه درصد و عملکرد اسانس، نیاز به وزن خشک است به همین منظور مقدار رطوبت موجود در نمونه را با برداشتن 5 گرم از آن و قرار دادن آن در دمای 50 درجه سانتی‏گراد در آون، به مدت حداقل 24 ساعت صورت می‏گیرد. نمونه خشک شده، به‏طور دقیق بعد از رطوبت‏زدایی وزن می‏شود تا وزن خشک درست در رابطه قرار گیرد. برای محاسبه درصد و عملکرد اساس از رابطه زیر استفاده شد (Siddiqui et al., 2006؛ عامری و همکاران، 1386؛ دست‏برهان و همکاران، 1390):

رابطه 1--------------------

 

 

عملکرد بیوماس × درصد اسانس= عملکرد اسانس

 

نتایج

نتایج تجزیه واریانس (جدول 2) نشان داد که بین جمعیت‏های بابونه Anthemis haussknechtii مورد مطالعه از نظر عملکرد اسانس در سطح احتمال 5 درصد و برای سایر صفات در سطح احتمال یک درصد اختلاف معنی‏داری وجود داشت.

مقایسه میانگین صفات

الف- قطر طولی و عرضی تاج‏ پوشش

روش مقایسه میانگین داده ها بروش دانکن استفاده شد (جدول 3). در مورد صفت قطر طولی تاج پوشش جمعیت کوهدشت و سنندج بیشترین (به ترتیب 45 /33 و 17/33 سانتی‏متر) و جمعیت‏های سقز و ایلام پایین‏ترین (به ترتیب 38/23 و 94/18 سانتی‏متر) مقدار را برای این صفت دارا بودند. همچنین در صفت قطر عرضی تاج‏پوشش نیز جمعیت‏های سنندج، کوهدشت و کرمانشاه بالاترین مقدار (به ترتیب 17/20، 81/26 و 01/25 سانتی‏متر) و جمعیت‏های سقز و ایلام کمترین مقدار میانگین (به ترتیب 62/16 و 86/13 سانتی‏متر) را برای این صفت داشتند.

ب‌-    ارتفاع و تعداد گل در بوته

صفت ارتفاع بوته برای جمعیت سنندج بیشترین مقدار میانگین (71/20 سانتی‏متر) را داشت. با بررسی صفت تعداد گل در بوته جمعیت‏ سنندج بیشترین (55/91 گل در بوته) و جمعیت‏های سقز و ایلام برای هر دو صفت کمترین میانگین (به ترتیب 10/12 و 18/11 سانتی‏متر ارتفاع و 55/26 و 29/26 گل در بوته) را دارا بودند. با در نظر گرفتن این صفات جمعیت‏ سنندج از بیشترین مقدار رشد رویشی و جمعیت‏های سقز و ایلام کمترین میزان رشد رویشی را داشتند.

ت- زمان گلدهی و برداشت

در مورد صفت زمان گلدهی و برداشت جمعیت سنندج از بیشترین (به ترتیب 43/64 و 03/83 روز) و جمعیت‏های کرمانشاه، آذربایجان‏غربی و کوهدشت (به ترتیب 03/39، 33/38 و 36 روز تا گلدهی و 80/57، 33/59 و 36 روز تا برداشت) از کمترین مقدار میانگین‏ برخوردار بودند. نتایج مقایسه میانگین زمان برداشت، مشابهت بالایی با زمان گلدهی داشت که نشان‏دهنده طول دوره رشد کوتاهتر برای این 3 جمعیت می‏باشد.

ث- وزن تر و خشک سرشاخه

بررسی صفات وزن تر و خشک سرشاخه نشان داد که در هر دو صفت، جمعیت‏های سقز و ایلام با سایر جمعیت‏ها، تفاوت معنی‏دار داشته و از پایین‏ترین مقدار (به ترتیب 33/1113 و 71/1416 گرم در هکتار) برای این دو صفت برخوردارند. سایر جمعیت‏ها در این دو صفت تفاوت معنی‏داری را با یکدیگر نشان ندادند.

ج- درصد و عملکرد اسانس

بررسی صفت درصد اسانس نشان داد که جمعیت سقز بالاترین میانگین (13/0 درصد) و جمعیت آذربایجان‏غربی کمترین مقدار میانگین (05/0 درصد) را داشت و سایر جمعیت‏ها اختلاف معنی‏داری با یکدیگر نشان ندادند. با بررسی مقادیر صفت عملکرد اسانس، جمعیت‏های کوهدشت و کرمانشاه بیشترین مقدار عملکرد اسانس (به ترتیب 03/1 و 04/1 گرم در هکتار) و جمعیت‏های ایلام و سقز (به ترتیب 33/0 و 54/0) کمترین مقدار میانگین عملکرد اسانس را داشتند.

ح- درجه حرارت تجمعی رشد روزانهزمان گلدهی و برداشت (GDD)

جمعیت‏های سنندج و سقز برای درجه حرارت تجمعی رشد روزانهزمان گلدهی و برداشت، بالاترین مقدار میانگین (به ترتیب 1035 و 882 درجه ‏سانتی‏گراد تا زمان گلدهی و 1331 و 1128 درجه ‏سانتی‏گراد تا زمان برداشت) را داشتند و میانگین سایر جمعیت‏ها در مورد این دو صفت با یکدیگر اختلاف معنی‏داری نداشتند. این مقدار روز برای این جمعیت‏ها نشان‏دهنده دیررس بودن این گونه در شرایط کرج می‏باشد و از جمعیت‏های دیگر دیرتر به گل رفتند. جمعیت کوهدشت نیز نسبت به سایر جمعیت‏ها زودرس‏تر است و برای گلدهی به 585، و برای برداشت به 974 درجه سانتی‏گراد حرارت نیاز داشتند.

جمعیت‏های ایلام و سقز کمترین مقدار رشد رویشی و کم‏ترین مقدار عملکرد اسانس را دارا بودند. اگرچه جمعیت‏ها برتری مشهودی را داشتند ولی به دلیل حجم کم ماده اولیه تولیدی در نهایت میزان عملکرد اسانس کمتری در مقایسه با سایر جمعیت‏ها نشان داده است. همچنین جمعیت سنندج علی‏رغم حجم رویشی بالاتر که می‏تواند به دلیل دوره رویشی طولانی‏تر آن باشد از مقدار عملکرد اسانس پایین‏تری نسبت به ‏جمعیت‏های کوهدشت و کرمانشاه برخوردار بود. جمعیت‏های کوهدشت و کرمانشاه از لحاظ اکثر صفات به‏ویژه زودرس بودن در جایگاه مطلوبی در مقایسه با سایر جمعیت‏ها قرار دارند و در مجموع این گونه ها از ارجعیت بالاتری برخوردار بودند.

ضرایب همبستگی بین صفات

بیشترین همبستگی مثبت و معنی‏دار به ترتیب بین قطر بزرگ و قطر کوچک تاج پوشش (97/0 %)، زمان گلدهی و درجه حرارت تجمعی رشد روزانه زمان گلدهی (94/0 %)، درجه حرارت تجمعی رشد روزانه زمان گلدهی و درجه حرارت تجمعی رشد روزانه زمان برداشت (93/0 %)، زمان گلدهی و زمان برداشت (92/0 %)، وزن تر و خشک سرشاخه (92/0 %)، ارتفاع بوته و تعداد گل در بوته (91/0 %)، وزن خشک سرشاخه و عملکرد اسانس (90/0 %) و زمان گلدهی و درجه حرارت تجمعی رشد روزانه زمان برداشت (90/0 %) بود. همچنین بین صفات وزن تر و خشک سرشاخه با درصد اسانس (به ترتیب 57/0- % و 55/0- %) همبستگی منفی و معنی دار وجود داشت (جدول 4).

تجزیه رگرسیون گام به گام

تجزیه رگرسیون برای عملکرد اسانس بعنوان متغیر تابع نتایح نشان داد که 2 صفت عملکرد  سرشاخه خشک و درصد اسانس به ترتیب وارد مدل شده و جمعاً 66/95 درصد از تغییرات صفت عملکرد اسانس را توجیه نمودند (جدول 5). با توجه به ضرایب رگرسیون به دست آمده مشاهده می‏شود که بیشترین ضرایب مثبت رگرسیون مربوط به عملکرد خشک سرشاخه می‏باشد.

 

جدول 2-5-----------------

بحث

نتایج تجزیه واریانس با نتایج (کهن‏مو و همکاران، 1388؛ مهدیخانی و همکاران، 1386) مطابقت داشت. این محققین تنوع فنوتیپی بالایی برای عملکرد بیولوژیک، عملکرد اقتصادی، تعداد گل در بوته و درصد اسانس در توده‏های بابونه آلمانی گزارش نموده‏اند. این نتیجه حاکی از تنوع قابل ملاحظه‏ی جمعیت‏های بابونه برای صفات مورد بررسی است. بنابراین تجزیه‏های بعدی برای مطالعه دقیق ارتباط صفات و تعیین مهم‏ترین آن‏ها انجام گرفت. تنوع مشاهده شده بین افراد را با توجه به صفات کمی اندازه‏گیری شد، این تنوع ممکن است به علت اختلافات جمعیتی افراد یا به علت اختلافات شرایط محیطی و یا گاهی توسط اثرات متقابل جمعیت و محیط به وجود آمده باشد (عثمانی و سی و سه مرده، 1388). یکی از نتایج افزایش ارتفاع بوته، تشکیل برگ‏های جدید در بالای گیاه است که برگ‏های جوان با کارایی بیشتر، معمولاً در بالای برگ‏های قدیمی قرار دارند و مقدار بیشتری از نور خورشید را دریافت می‏کنند. این خصوصیت گیاه، کارآمدترین برگ‏ها را در بهترین موقعیت از نظر فتوسنتز قرار می‏دهد (تایز و زایگر، 1379؛ مظاهری، 1373). پایین بودن میانگین جمعیت‏های مورد بررسی در صفات ارتفاع بوته، زمان گلدهی، طول و قطر نهنج و عملکرد گل بابونه با نتایج (عزیزی و همکاران، 1387؛ احمدیان و همکاران، 1389) مطابقت داشت. این محققین با افزایش مصرف کودهای آلی باعث بهبود معنی‏دار این صفات در گیاه بابونه شدند.

نتایج آزمایشات مختلف نشان داده است که با طولانی شدن دوره رشد بابونه، چنانچه رطوبت کافی در فصل تابستان تأمین گردد، باعث تداوم گلدهی و در نتیجه امکان برداشت چندین نوبت گل فراهم می‏شود (Gasic & Lukic, 1990؛ Gasic et al., 1991). کمترین مقدار میانگین عملکرد اسانس جمعیت‏های ایلام و سقز که با نتایج امیدبیگی (1378) مطابقت داشت می‏تواند مربوط به پایین بودن وزن خشک این جمعیت‏ها باشد. در نتایج تجزیه همبستگی صفات رویشی دارای رابطه مثبت و معنی‏داری با وزن تر و خشک سرشاخه می‏باشند. این نتیجه نشان داده است که با افزایش دوره رویشی، دوره گلدهی و به دنبال آن اجزای عملکرد گل نیز افزایش یافته و میزان وزن تر و خشک سرشاخه بیشتر شده است. بابونه از نظر رشد زایشی گیاهی نامحدود است لذا، تعداد شاخه گل‏دهنده از اجزای عملکرد گیاه محسوب شده و نقش مهمی در تولید و عملکرد گل دارد (دادخواه و همکاران، 1388). در نتایج تجزیه رگرسیون بیشترین ضرایب مثبت رگرسیون عملکرد اسانس، نشانگر نقش اساسی‏تر این صفات در افزایش عملکرد و قابلیت اصلاحی این صفات می‏باشد که با ضرایب همبستگی مربوطه مطابقت دارد.

جمعیت‏های کوهدشت و کرمانشاه به دلیل داشتن عملکرد بالا در وزن تر و خشک سرشاخه و اسانس برای بهره‏برداران نظیر مراکز تحقیقاتی، دانشگاه‏ها و بخش‏های خصوصی که به امر کشت و اهلی کردن گیاهان دارویی مبادرت دارند قابل توصیه می‏باشند. جمعیت‏هایی نظیر سنندج و سقز بدلیل داشتن دوره زیاد روز تا گلدهی، برداشت و درجه حرارت تجمعی رشد روزانه برای مناطق گرمسیری با طول دوره روز زیاد از نظر دما و نور قابل توصیه می‏باشند. همچنین جمعیت گچساران‏ با دوره کم روز تا گلدهی، برداشت و درجه حرارت تجمعی رشد روزانه می‏تواند قابل کشت در مناطق معتدله و سردسیر کشور ‏باشد.

تشکر وقدردانی

بدین وسیله از رئیس و معاونت‏های محترم پژوهشی موسسه تحقیقات جنگل‏ها و مراتع کشور، به دلیل تأمین هزینه این تحقیق وهمکاران آزمایشگاه گروه بانک ژن منابع طبیعی قدردانی می‌گردد. همچنین لازم دانم از جناب آقای دکتر عبدالله محمدی استاد محترمم در دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج و جناب آقای مهندس شفیعی مسئول آزمایشگاه باغبانی این دانشکده سپاس فراوان دارم.

 

 

احمدیان ا.، قنبری، ا، سیاه سر،‌ ب، حیدری، م، زمردی، م و موسوی‌نیک م. (1389). اثر بقایای کود شیمیایی، دامی و کمپوست بر عملکرد، برخی خصوصیات فیزیولوژیک و میزان اسانس بابونه تحت شرایط تنش خشکی، نشریه پژوهشهای زراعی ایران، جلد 8، شماره 4، ص 676-668.

امیدبیگی، ر. (1378). بررسی تیپ‎های شیمیایی بابونه‎های خودروی ایران و مقایسه آنها با نوع اصلاح شده، مجله علوم کشاورزی مدرس، شماره 1، ص53-45 .

پیرخضری، م.، حسنی م.ا. و زمرودی م. (1388). ارزیابی مرفولوژیکی تعدادی از گونه‏های بابونه در دو جنس آنتمیس و ماتریکاریا در ایران (Anthemis spp, Matricaria spp)، مجله علوم باغبانی (علوم و صنایع کشاورزی)، جلد 23، شماره 2، ص 130- 119.

تایز، ل و رایگر، ل. (1379). ترجمه‏ی کافی، م، فیزیولوژی گیاهی، انتشارات جهاددانشگاهی مشهد، جلد اول و دوم.

دادخواه، ع.، کافی، م. و رسام، ق. (1388). تأثیر فصل کاشت و تراکم گیاهی بر صفات رشد و عملکرد کمی و کیفی گیاه بابونه (Matricaria chamomilla)، نشریه علوم باغبانی (علوم و صنایع کشاورزی)، جلد 23، شماره 2، ص 107-100.

دست‏برهان، س؛ زهتاب‏سلماسی، س. نصرالله زاده، ص و توسلی، ع. (1389(. تأثیر برخی از ریزوباکترهای محرک رشد و کود نیتروژنی بر ویژگی‏های مورفولوژیک بابونه آلمانی (Matricaria chamoilla L.)، نشریه بوم‏شناسی کشاورزی، جلد 2، شماره 4، ص 573-565.

زینلی، ح.، توسلی، م.، مظفریان، و. سفیدکن، ف.، رضایی، م.ب. و صفایی، ل. (1386). ارزیابی ژنوتیپ‎های بابونه آلمانی از لحاظ. عملکرد و اجزای عملکرد گل، سومین همایش گیاهان دارویی تهران، ص 275.

عامری، ع.ا.، نصیری محلاتی، م و رضوانی مقدم، پ. (1386). اثر مقادیر مختلف نیتروژن و تراکم بر کارایی مصرف نیتروژن، عملکرد گل و مواد موثره همیشه بهار (Calendula officinalis L.)، پژوهش‏های زراعی ایران، 5: 325-315.

عثمانی، ژ. و ع. سی و سه مرده. (1388). بررسی تنوع ژنتیکی اکوتیپ‏های گندم سرداری با استفاده از نشانگر AFLP و صفات زراعی. مجله علوم و فنون کشاورزی و منابع طبیعی، 13 (47): 319-301.

عزیزی، م.، رضوانی، ف، حسن زاده خیاط م .لکزیان، آو نعمتی، ح. (1387). تأثیر سطوح مختلف ورمی کمپوست و آبیاری بر خصوصیات مورفولوژیک و میزان اسانس بابونه آلمانی رقم گورال، فصلنامه علمی –پژوهشی تحقیقات گیاهان دارویی و معطر ایران، 24(1): 93-82.

علیزاده، م. ع.، خاموشی، ح.، جعفری، ع.ا. و دانشیان، ج. (1391). اثر تاریخ کاشت بر رشد رویشی و زایشی چهار گونه Anthemis prythrum، A. pseudocou، A. tinctoria و A. triumfetti، دوازدهمین کنگره علوم زراعت و اصلاح نباتات ایران (14 الی 16 شهریور ماه، دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج)، 4 ص.

کهن‏مو، م.ا.، آقاعلیخانی م. رضازاده، ش. و رجالی، ف. ( 1389). بررسی امکان رشد و مقایسه برخی ویژگی‏های زراعی و فیتوشیمیایی جمعیت بابونه سه رویشگاه طبیعی ایران در استان بوشهر، مجله علوم و فنون باغبانی ایران، جلد 11، شماره 2، ص 98 -87.

مظاهری، د. (1373). زراعت مخلوط. انتشارات دانشگاه تهران. 262 ص.

مظفریان، و. (1387). فلور ایران، شماره 59: تیره کاسنی(Compositae): قبیله‏های Anthemideae و Echinopeae، انتشارات مؤسسه جنگل‏ها و مراتع، چاپ اول، ص 169.

مهدیخانی، ه.  سلوکی، م.، زینلی، ح. و امام جمعه، ع. (1386). بررسی تنوع ژنتیکی توده‏های بابونه آلمانی بر اساس صفات مورفولوژیکی، سومین همایش گیاهان دارویی، دانشگاه شاهد، تهران، ص 17.

میرحیدر، ح. (1373). معارف گیاهی، جلد 5، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص 102-95.

Anderson, T.W. and Darling, D.A. (1954). "A Test of Goodness-of-Fit". Journal of the American Statistical Association 49: 765–769

Anonymous. (1980 ). British Pharmacopoeia II., 1980. 109, H M, Stationary Office, London.

Bremer K., and Humpheries C. (1993, 1994). On the delimitation of Matricaria Versus Microcephala (Asteraceae: Anthemideae). PI. Syst. Evol., 200: 263- 271.

Chehregani A., and Mehanfar N. (2008). New chromosome counts in the tribe Anthemideae (Astraceae) from Iran.Cytologia. 73 (2) 189-196.

Circella, G., G. De Mastro, L. D'Andrea and G.M. Nano. (2002). Comparison of chamomile biotypes (Chamomilla recutita L. Rauschert), ISHS Acta Horticulturae330: WOCMAP I - Medicinal andAromatic Plants Conference, P: 145–152.

Frank, A.B., K.H. Sedives and L. Hofmann. (1993). Determining grazing readiness for native and tame pastures. North Dakota State Univ. Ext. Serv. Bull., R- 1061, Fargo, N.D.,

Gasic, O. and V. Lukic. (1990).  The influence of sowing and harvest time on the essential oil of Matricaria recutita L. Planta Medica, 56: 638-639.

Gasic, O., Lukic, V. and O. Adomovic. (1991). The Influence of sowing and harvest time on the essential oil of Matricaria recutita L. Rauschert. Journal of Essential Oil Research, 3: 295-302.

Jeffrey, C. (1985). Asterals In: Flowering plants of the world. (ed. Hey wood, V. H.). Equinox (Oxford), London, 263- 268.

Klimko, M., Gorski. M., Czkalski. M., and Czarna. A. (2006). Anthemis tinctoria L. (Asteraceae) in the Zielonka forest (the Wilkopoleska region, Poland. Rocz. AR Pozn. CCCLXXVIII, Bot.-Stec. 10: 109-120.

Oberprieler, C & R. Vogt. (1999). Notes on some species of Anthemis (Compositae, Anthemideae) in Cyprus, Bocconea 11- 1999, p: 89-104.

Piekhezri, M., M.E. Hassani and J. Hadian. (2010). Genetic Diversity in Different Population of Matricaria chamomilla L. Growing in Southwest of Iran, Based on Morphological and RAPD Markers, Research Journal of Medicinal Plant, 4 (1): 1-13.

Siddiqui, M.H., Oad, F.C. and Jamro, G.H. (2006). Emergence and nitrogen use efficiency of maize under different tillage operations and fertility levels. Asian Journal of Plant Sciences, 5(3): 508-510.

Solouki M, H. Mehdikhani, H. Zeinali and A.A. Emamjomeh. (2008). Study of genetic diversity in Chamomile (Matricaria chamomilla) based on morphological traits and molecular markers, Scientia Horticulturae 117. 281–287.

Taviana, P., D. Rosellini and F. Veronesi. (2002). Variation for agronomic and essential oil traits among wild populations of Chamomillarecutita (L.) Rausch from Central Italy, Journal of Herb, Spice and Medicinal Plants, 9(4):1049-6475.